کارگاه

محتوایی برای محتوا (۳)

محتوا، بازار، مخاطب

مجموعه مطالب «محتوایی برای محتوا» گردآوری مطالب «کارگاه استوری» در صفحه اینستاگرامی همین سایت است که با ویرایشی دوباره تقدیم علاقه مندان می گردد. برای آنکه در کنار یکدیگر ، تولید محتوا را بیاموزیم مجموعه مطالب «محتوایی برای محتوا» را دنبال کنید.
«از اینکه بزرگواری می کنیدو هنگام نقل قول و یا برداشت از این سری مطالب(و البته تمامی مطالب سایت)،منبع آن را ذکر می کنید، بی اندازه سپاسگزاریم .»

در هر چرخه اقتصادی، معمولا با دو موضوع مهم عرضه و تقاضا روبرو هستیم. صنعت معمولاً آن قسمتی است که به عرضه توجه می کند و بازار آن قسمتی از معاملات اقتصادی که به تقاضا توجه دارد.
وقتی می گوییم بازار پوشاک، درباره تمامی آدم هایی که پوشاک می خرند، لباس می خرند و کفش می خرند صحبت می کنیم.
وقتی از صنعت پوشاک حرف می زنیم در مورد تمامی افرادی صحبت می کنیم که لباس و کفش و کمربند تولید می کنند.
وقتی در مورد بازار محتوا صحبت می کنیم در مورد آن آدم هایی بحث می کنیم که مصرف کننده نهایی محتوا هستند درست شبیه همان افرادی که لباس می خرند و می خواهند بپوشند یعنی مصرف کننده محتوا هستند.
خیلی وقتها پولی نمی دهیم و از محتوا استفاده می کنیم مشتری …
حال من چه تحلیل هایی را برروی این بازار می توانم انجام دهم و چه اطلاعاتی از این بازار برای من می تواند مهم باشد و برروی استراتژی من در عرضه محتوا تأثیر بگذارد؟ در واقع برای من مهم است چه کسانی دارند محتوا استفاده می کنند.
برای پاسخ به این سوال مهم است که ببینیم، الگوی مصرف چیست و هدف مصرف کنندگان از مصرف محتوا چیست و از طرفی  چقدر برای محتوا حاضرند هزینه کنند؟
همگی اینها در حوزه بحث بازاریابی قرار می گیرد که اصلاحاً آن را بخش بندی بازار می گویند. در حوزه محتوا هم بخش بندی بازار همین طور است.
ویژگی های روانی و روانشناختی بازار و افرادی که دارند محتوا را مصرف می کنند و اینکه دارای چه علایقی هستند و چه ویژگی های شخصیتی و چه ارزشهایی دارند هم، برای تعیین نوع محتوا مهم است.
مثلا مجردها و متأهل ها الگوی مصرفشان با هم فرق دارد.
مخاطب جوان با پیر فرق دارد.
افراد احساسی جنس متفاوتی از فیلم و خبر را پیگیری می کند.
افراد منطقی و درونگرا چیز دیگری از محتوا را انتخاب می کند.
جدا از بحث های روانشناسی، یکی دیگر از بخش بندی های بازار می تواند جنس محتوای مصرفی باشد و  البته محتوا جنس های مختلفی دارد و ممکن است از جنس تصویر باشد و ممکن است از جنس صدا و یا جنس متن و یا ممکن است از جنس ویدئو باشد …
بنابراین باید ببینیم که چه بخشی از بازار حاضر است محتوا را بخواند.
چه بخشی از بازار دوست دارد به یک فایل صوتی گوش بدهد.
و چه بخشی از بازار ویدئو و عکس را طالب است.
اینها می تواند بر استراتژی محتوا تاثیرگذار باشد.
این تقسیم بندی ها می تواند خیلی جزیی تر هم بشود مثلاً در حوزه متن بحث short form و long form را داریم: محتوای کوتاه و محتوای بلند.

بازار محتوا در جهان به طور عام در حوزه متن به سمت short form می رود.
تقسیم بندی دیگر می تواند بر اساس موضوع محتوا باشد.
تقسیم بندی از انواع جغرافیایی هم مهم است.
اینکه یکی از ما بپرسد که  از کجا می آیی که من آن بخش از محتوا که به درد توی می خورد را نشانت بدهم.
جنس و در آمد و سن و … هم در تولید محتوا اهمیت دارد.

بخش بندی بازار محتوا هم بسیار مهم است. بخش بندی بازار بر اساس اطلاعات رفتاری است. اینکه مخاطب چطور با محتوای ما رفتار می کند؟ آیا محتوایی که دارد از من دریافت می کند، از روی میل است و یا از روی اجبار .
اینکه چه بخشی از بازار من حاضر است برای محتوا هزینه کند.
بازار برای آنهایی که برای محتوا پول می دهند و بازار برای آنهایی که برای محتوا پول نمی دهند هم دارای دو  الگوی مختلف است و اگر تولید کننده محتوا این را نبیند امکان دارد استراتژیش را غلط انتخاب کند.

 وفاداری

وفاداری به مصرف بخش مهمی از محتوا است.
استراتژیست محتوا باید این سوال را از خود بپرسد که در این بازار محتوا که من دارم فعالیت می کنم چقدر از مخاطبین من وفادار هستند و چقدر نیستند و پس از آن باید در مورد نوع مصرف و هدف مصرف حرف بزنیم .
گاهی هدف از تولید محتوا، تشویق برای خرید است مثل دیجی کالا که دو کالا را با هم مقایسه می کند.
یک عده دیگر به دنبال اطلاعاع رسانی هستند.
و یک عده دیگر محتوا را برای پیشبرد اهداف حرفه ای خود استفاده می کنند.
و…

بررسی صنعت محتوا

هر تعامل اقتصادی یک سمت عرضه دارد و یک سمت تقاضا و اینها را باید جداگانه بشناسیم و تقسیم بندی کنیم.
حتی یک کتاب هم که در سایت ها و شبکه های اجتماعی دیده نشود و کتابی که موتورهای جستجو آن را نشان ندهند، تا حد بسیار زیادی می توان گفت که وجود ندارد.
پس همان اندازه که محتوا مهم است، انتشار آن هم اهمیت دارد.
مدل های بسیاری برای تحلیل و شناخت یک صنعت وجود دارد.
در واقع مدلی که صنعت را به چهار قسمت تقسیم می کند.

۱- تامین ۲- تولید ۳- توزیع  ۴-تحقیق

مثلا روزنامه نگاری که مقاله می نویسد در بخش تأمین است و تامین کننده یک روزنامه است. تمامی این تأمین کنندگان محتوای اولیه ای را تولید می کنند و یک نفر می شود تولید کننده نهایی که تمامی این مقالات را به صورت پکیج در قالب یک روزنامه به ما ارایه می دهد. برای ارایه روزنامه هم به بخش توزیع نیاز است و بخشی هم تحقیق می کند که بداند مخاطب از روزنامه چه می خواهد؟

نمونه دیگر شرکت اینستاگرام است.تیم های نرم افزاری خدمات آن را تامین می کنند. این خدمات در قالب یک پکیج ارایه می شود. توزیع کننده آن کسی است که باعث شده این نرم افزار به دست من برسد مثل گوگل پلی و یا کافه بازار .
در بخش تحقیق و توسعه هم بررسی می شود که این محتوا چطوری دارد استفاده می شود و چه کسانی از آن استفاده می کنند و چه انتظاری از آن دارند.

هر کسی در صنعت محتوا یا تولید کننده است که دارد محتوا را نهایی و ارایه می کند و یا تأمین کننده است و در کنار تأمین کنندگان دیگر دارد کمک می کند به تولید کننده که این محصول، نهایی بشود و یا توزیع کننده است که تلاش می کند تا محتوای تولید شده خواه فیلم و خواه فایل صوتی و خواه مقاله و خواه خبر و خواه … به دست مخاطب برسد و یا سازمانی است که دارد در حوزه تحقیق و توسعه تلاش می کند ودر واقع تیم تحقیق همواره در مورد پارادایم آتی صنعت فکر می کند.

نویسنده و پژوهشگر:
هومن یوسفی
کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک
http://www.instagram.com/hooman__yousefi

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
بستن