گزارش روزما و رسانه ها

نقش تاریخی خزر در ورود گردشگر به ایران

گزارشی به بهانه روز ملی خزر

خزر، اسطوره سفر است.
نه از آن رو که شاید قبله گردشگری داخلی است؛ نه! بلکه به این دلیل که اتفاقا زمانی نه چندان دور، دروازه ورود گردشگران خارجی به ایران بوده است.
۲۱ مرداد هم روز ملی خزر است و این دریای پهناور، این بزرگترین دریاچه جهان به اندازه وسعتش، همواره محل مناقشه سیاست گذاران بوده است.
رژیم حقوقیش با کشورهای منطقه همیشه موضوعی داغ است. محیط زیستی ها با تعارض هایی که بر خزر روا داشته شده، چالش های فراوان دارند. روسای جمهور در هر دوره ای تمایل دارند آب آن را راهی سرزمین خود کنند و …

اما، هرچه هست، مردم عاشقانه دوستش دارند و ناآگاهانه آن را زخم می زنند.
خزر، امسال عروس هم شد.
دامن پر نقش و نگار هیرکانی، آن را عروس جهان کرد و آوازه این وصلت در گوش جهانیان پیچید. یونسکو عاقد شد و جهان از این اتفاق به خود بالید اما بدون شک تنها یک داماد لیاقت وصل او را داشت. دماوند دل درآتشِ پای در بند …

القصه، این مثلث کهن هیرکانی، کاسپین و دماوند در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران، میعادگاه دلدادگی بسیاری از گردشگران از سراسر جهان بوده است.
گزارشی که در زیر می خوانید، نگاهی دارد به گوشه ای از تاریخ سفر در ایران، آنجا که بسیاری از جهانگردان از دروازه خزر به سرزمینی متفاوت به نام ” ایران” پا گذاشتند.

راهبردهای گردشگری

دریای خزر یا کاسپین سالهاست سوژه بسیاری از محافل حقوقی جهان است. امضای کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر ازسوی کشورهای ساحلی این دریا، سالهاست نگاه‌های بسیاری را معطوف موقعیت دریای خزر کرده است. اگرچه این کنوانسیون که به نام کنوانسیون تهران نامیده می شود، مرزهای سیاسی این دریا و مبانی حقوقی آن را تعریف می‌کند اما اعتبار این دریا و اهمیت آن در گردشگری ایران فراتر از مرزبندی‌های سیاسی است و شاید همین توجه، فرصتی برای بررسی موقعیت این دریا از منظرهای مختلف باشد.

این خاصیتِ پدیده‌های جغرافیایی بزرگ است که در گذر زمان برای خودشان هویت‌های غیرجغرافیایی پیدا می‌کنند؛ مثل دماوند که فقط یک کوه نیست بلکه اسطوره‌ای فرهنگی است، خزر هم از همین گونه است.
خزر را می‌توان اسطوره‌ای در گردشگری ایران دانست.
شاید نگاهی به نقش تاریخی این دریاچه بتواند ابعاد این اسطورگی را بیشتر به نمایش بگذارد.

دریای خزر، بزرگ‌ترین دریاچه جهان است و در گردشگری ایران موقعیتی خاص دارد؛ به گونه‌ای که حتی از جنوبی‌ترین نقاط ایران هم بسیاری از ایرانیان برای دیدن جاذبه‌های شمالی کشور به ساحل این دریا سفر می‌کنند اما اعتبار این دریا و موقعیت جغرافیایی خاصش که همچون محوری عمودی حدود ۱۲۰۰ کیلومتر از بخش شمالی نیمکره شمالی را در بر دارد، سبب شده است تا در مقطعی از تاریخ ایران که حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال گذشته را شامل می‌شده است، بسیاری از جهانگردان خارجی را از مرزهای شمالی کشور روانه ایران شوند. جهانگردانی که از کشورهای غربی به شرق جهان سفر می‌کردند در مسیر خود با دریای خزر روبرو می شدند و برای عبور از این دریا، چاره‌ای جز عبور با کشتی از عرض خزر نبود اما این عبور با موانعی جغرافیایی و گاه قانونی همراه بود.

این عامل، برای بسیاری از جهانگردان که مشخصا قصد سفر به ایران را نداشتند، بهانه‌ای بود تا در مسیر حرکت خود از غرب به شرق، بخشی از حاشیه دریای خزر را طی کنند و پس از آن در جنوب رشته کوه البرز به حرکت خود ادامه دهند.
مسیری که برای این کار طی می‌شد، حرکت از باکو به بندرانزلی بود.
مسافران در انزلی از کشتی پیاده می‌شدند و حدود ۳۰ کیلومتر را با کالسکه طی می‌کردند تا به رشت می‌رسیدند.
عبور از این ۳۰ کیلومتر در شرایط آن روزگار سه ساعت و نیم، زمان نیاز داشت. گاهی هم بعضی از گردشگران در انزلی می‌ماندند تا از جاذبه‌های آن بهره‌مند شوند و دوباره راه سفر را در پیش بگیرند.
با این حال، انزلی و غازیان به اندازه کافی جاذبه داشت تا بتواند یک گردشگر را چندین روز به خودش مشغول کند.
تالاب انزلی و زیبایی‌هایش، وفور پرنده‌هایی که گردشگران را برای شکار وسوسه می‌کرد و البته آن زمان مانعی برای آن وجود نداشت؛ حتی برای گردشگر غربی که از اقلیمی مشابه می‌آمد، تازگی داشت.

پس از انزلی، رشت، دروازه ورود به ایران از این مسیر بود.
مسافران از رشت راهی قزوین می‌شدند تا با گذر از جنوب رشته کوه البرز، به تهران برسند یا مسیر خود را به سمت دماوند، سپس بارفروش (بابل) و مشهد سر(بابلسر) تغییر دهند.
جاده رشت به قزوین و تهران زمانی شاهراه گردشگری شمال ایران بود.
مسیر عبور گردشگران هم از رشت تا بابلسر، پر از توقف‌های پیش‌بینی‌نشده بود که جذابیت سفر را برای گردشگران بیشتر می‌کرد.

این موضوع، عده‌ای را از سفر به شرق دور منصرف و به بازدید از ایران روانه می‌کرد و عده‌ای را در این مسیر با تهران آشنا می‌کرد.
کشتی بخار که مسافران را از باکو به انزلی می‌رساند، معمولا ۲۲۸ مایل طی می‌کرد و دو بار در هفته به جابه‌جایی مسافر می‌پرداخت.
فصل مناسب سفر هم، اواخر اسفند تا اواخر اردیبهشت و اواخر شهریور تا اواخر آذر بود.
ورود گردشگران خارجی از انزلی به کشور، تجارت را در انزلی و رشت و حتی قزوین توسعه داد. برخی از آنها چنان باهوش بودند که به سرعت به نیازسنجی و امکان‌سنجی در منطقه می‌پرداختند و همین شد که بسیاری از بنگاه‌های مهم تجاری مانند شیلات، پرورش کرم ابریشم و حتی هتل‌هایی که به مرور برای اقامت گردشگران دایر شد، به دلیل ماندگاری و تردد دائم مسافرانی تاسیس شد که به ایران سفر می‌کردند.
در بین این جهانگردان، شرق‌شناسان صاحب‌نامی هم بودند که از همین راه وارد ایران شدند و به تحقیق و تفحص و کاوش در ایران پرداختند.
خروج از ایران از مشهدسر(بابلسر) و از طریق کشتی‌های بخار شرکت روسی قفقاز مرکوری انجام می‌شد که مسافران را از این شهر به کراسنودسک، بندری در ترکمنستان می‌رساند و فاصله میان باکو تا کراسنودسک برای گردشگران غربی که در پی اکتشاف شرق دور بودند، با عبور از ایران و دیدار از جاذبه‌های شمال ایران ممکن می‌شد.

ورود گردشگران از خزر به ایران با خود تاثیرات فرهنگی بسیاری هم داشت؛ تاثیراتی که در مقاصد ورودی به ایران نمودهای بیشتری داشت از جمله در شهرهای انزلی و رشت. به عبارتی مردم این منطقه زودتر از مناطق دیگر با تجدد و تمدن، نوع پوشش، آداب معاشرت و شیوه زندگی اجتماعی گردشگران خارجی و غربی روبه‌رو می‌شدند و همین تاثیر باعث می‌شد تا در طول تاریخ برایشان طنزهایی نابه‌جا ساخته شود، که حتی گاه خودشان هم ندانند ریشه آن از کجاست.

راهبردهای گردشگری
با تشکر از بنیاد فرهنگی سحاب

درحاشیه:
این گزارش ۲۴ مرداد سال ۹۷ در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد که امروز با ویرایش مجدد تقدیم می شود.
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3427296

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن